از معمای غزه تا جبهههای لبنان، سوریه و ایران | روایت یک مورخ برجسته اسرائیلی از اختلاف نتانیاهو و ترامپ بر سر آینده خاورمیانه

رویداد۲۴ | بنی موریس، مورخ برجسته و استاد بازنشسته دانشگاه بنگوریون، از پیشگامان جریان «مورخان نوین» اسرائیل است که با تکیه بر اسناد طبقهبندیشده آرشیوهای دولتی، بسیاری از انگارههای سنتی درباره شکلگیری دولت اسرائیل و مسئله پناهندگان را بازتعریف کرد. او که با اثر کلاسیک خود، «پیدایش مسئله پناهندگان فلسطینی»، زلزلهای در تاریخنگاری مناقشات اسرائیل و فلسطین ایجاد کرد. موریس در تحلیلهای خود، دقت وسواسگونه یک آرشیویست را با نگاهی صریح و بیپرده به تضادهای امنیتی خاورمیانه درمیآمیزد. موریس در این مقاله به واکاوی لایههای زیرین ارتباط نزدیک ترامپ و نتانیاهو میپردازد و نشان میدهد که چگونه زیر پوشش لبخندهای دیپلماتیک، بحرانهایی بزرگ در حال تکوین است.
موریس می نویسد: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۲۹ دسامبر مقابل دیدگان خبرنگاران حاضر شدند با بیانی اغراقآمیز به ستایش یکدیگر پرداخته و نمایشی از علقه متقابل و همبستگی اسرائیلی-آمریکایی به راه انداختند. ترامپ علنا از موضع قاطع اسرائیل در برابر ایران حمایت کرد و عملا به اسرائیلیها چراغ سبز داد تا در صورت ازسرگیری برنامههای تسلیحات هستهای و موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی، سایتهای ایرانی را هدف قرار دهند. اما در پشت صحنه، شکافهای عمیق میان مواضع آمریکا و اسرائیل بر سر آینده خاورمیانه، تنها با لایهای نازک پوشانده شده و در ابعادی گسترده حلنشده باقی مانده است.
نتانیاهو در ابتدا درخواست کرده بود که اجرای «فاز دوم» طرح صلح بیست مادهای ترامپ برای غزه، تا زمان تحویل بقایای جسد «ران گویلی» به تعویق بیفتد؛ او تنها گروگان باقیمانده از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به جنوب اسرائیل است که جسدش همچنان در اختیار حماس است. حماس در اکتبر گذشته، هنگام پذیرش طرح صلح، موافقت کرده بود که تمامی گروگانها را (اعم از زنده و متوفی) در ازای آزادی چندین هزار زندانی فلسطینی و موافقت اسرائیل با آتشبس تحویل دهد. آتشبس اجرایی شد، اما حماس با ادعای عدم دسترسی به مکان جسد، از تحویل بقایای گویلی سر باز زده است. فارغ از میزان اعتبار این ادعا، ترامپ حکم داد که این مسئله نباید آغاز فاز دوم را به تاخیر بیندازد؛ آن هم در حالی که نتانیاهو در ترفندی برای تحت تاثیر قرار دادن تصمیم وی، والدین گویلی را با خود به «مار-آ-لاگو» [ویلای ترامپ]برده بود تا با ترامپ دیدار کنند؛ بنابراین نتانیاهو با اکراه پذیرفت که فاز دوم در اواخر ماه جاری آغاز شود؛ و مهمتر آنکه این روند در حالی پیش میرود که حماس هنوز خلع سلاح نشده است؛ شرطی که این سازمان تروریستی پیشتر با آن موافقت کرده بود.
حماس هماکنون مشغول بازسازی ساختارها، تجهیز دوباره تشکیلات خود و تحکیم کنترل بر حدود دو میلیون ساکن فلسطینی است که در ۴۷ درصد از نوار غزه (بخش تحت حاکمیت حماس) زندگی میکنند. این گروه تاکید کرده است که سلاحهای خود را تحویل نخواهد داد؛ زرادخانهای که طبق ادعای اسرائیل، عمدتا شامل ۶۰ هزار قبضه کلاشینکف، تعداد نامشخصی آرپیجی، چند صد راکت کوتاهبرد و انواع بمبهای دستساز است. تا پیش از نشست آخر دسامبر، اسرائیل قاطعانه بر این باور بود که آغاز فاز دوم مشروط به خلع سلاح حماس است.
بحران در استقرار «نیروی ثباتبخش بینالمللی»
بیشتر بخوانید:
پیشبینی اکونومیست از خاورمیانه در سال آینده| سناریوهای پیش رو چیست؟
هفت جنگی که باید در سال ۲۰۲۶ منتظر آنها بود
طرح ترامپ برای تشکیل «نیروی ثباتبخش بینالمللی» نیز با چالشهای جدی مواجه شده است. تاکنون واشینگتن در اقناع کشورها برای اعزام نیرو به این تشکیلات تقریبا به طور کامل شکست خورده است. آن معدود کشورهایی هم که (مانند اندونزی و آذربایجان) با تردید ابراز تمایل کردهاند، اصرار دارند که این نیرو صرفا باید ماهیتی «حافظ صلح» داشته باشد و نه نیرویی با صلاحیت جنگیدن و خلع سلاح حماس.
در نتیجه، سخنگویان دولت اسرائیل همچنان تکرار میکنند که تنها نهادی که هم مایل و هم قادر به خلع سلاح حماس است، ارتش اسرائیل است. اما ترامپ از جایگاه خود به عنوان فردی که صلح را به غزه آورده سرمست شده و همچنان با ولع به جایزه صلح نوبل چشم دوخته است. بنابرین با ازسرگیری جنگ مخالف است؛ نبردی که مایه تضعیف حمایتهای داخلی از اسرائیل در میان هر دو حزب اصلی آمریکا شده و اسرائیل را به یک «دولت مطرود» در عرصه بینالمللی بدل کرده است. افزون بر این، پس از دو سال نبرد و نزدیک به ۱۰۰۰ کشته و ۲۰ هزار مجروح در ارتش اسرائیل، بسیاری از اسرائیلیها و حتی فرماندهان ارشد ارتش، تمایلی به ازسرگیری جنگی فاقد پیروزی نیستند. به باور ناظران، ارتش اسرائیل تحت محدودیتهای بینالمللی و فشارهای آمریکا، عملا قادر به تسخیر کامل آن ۶۰ مایل مربع ویرانشده تحت کنترل حماس نیست؛ منطقهای با جمعیت متراکم که جنگجویان حماس در میان غیرنظامیان آن تنیده شدهاند. اگرچه اتهام نسلکشی علیه اسرائیل را ناعادلانه میدانم، اما ازسرگیری نبرد علیه ۲۰ تا ۳۰ هزار عضو باقیمانده حماس در شرایط کنونی، میتواند به تلفات گسترده غیرنظامی منجر شود.
معمای نقش ترکیه و بازسازی غزه
تنها کشوری که صراحتا و حتی با اشتیاق مایل به اعزام نیرو به ISF است، ترکیه است. ترامپ که اردوغان را «دوستی» ستودنی مینامد، از مشارکت ترکیه حمایت میکند، اما نتانیاهو بهدرستی این ایده را وتو کرده است. اردوغان اسلامگراست و اخیرا نتانیاهو را با فرعون و هیتلر مقایسه کرده. او سالهاست که اسرائیل را مورد حملات لفظی قرار داده و از حماس حمایت کرده میکند. اسرائیل معتقد است استقرار نیروهای ترک در غزه، به مثابه چتری حفاظتی برای حماس عمل کرده و مانع از هدف قرار دادن پرسنل این گروه در درگیریهای احتمالی آینده خواهد شد. فراتر از آن، اسرائیل نگران درگیری مستقیم با نیروهای ترکیه است؛ احتمالی که هماکنون در سوریه (جایی که ترکیه فعالانه از رژیم جدید دمشق حمایت نظامی میکند) وجود دارد.
آمریکاییها در حال حاضر پیشنهاد میدهند که ترکیه نقش پشتیبان را داشته باشد و پایگاههای لجستیکی در مصر و اردن را اداره کند، اما وارد خاک غزه نشود و نتانیاهو ظاهرا با این طرح موافقت کرده است. با این حال، مشارکت ترکیه در عملیات بازسازی غزه همچنان محل ابهام است. مصر امیدوار است شرکتهای ساختمانیاش با بودجه کشورهای عربی خلیج فارس، این پروژه را در دست بگیرند. روابط شکننده تلآویو با قاهره در گرو این موضوع است و برای مصر، با اقتصادی تضعیف شده، وعده میلیاردها دلار بازسازی، انگیزهای حیاتی برای دور نگه داشتن ترکها ایجاد کرده است.
نتانیاهو همچنین میکوشد ترامپ را متقاعد کند تا اردوغان را از «شورای صلح» حذف کند؛ نهادی که قرار است بر گذار غزه به وضعیتی «امن، مرفه و فاقد گروههای تندرو» نظارت کند. در لایه دیگری از این پیچیدگی، واشینگتن فروش ۲۵ فروند اف-۳۵ به ترکیه را بهطور جدی در دستور کار دارد؛ جنگندههایی که در ژوئن گذشته ستون فقرات حمله اسرائیل به ایران بودند. اسرائیل مخالف این معامله است، اما به نظر نمیرسد ترامپ عقبنشینی کند؛ هرچند پنتاگون برای دلجویی از تلآویو، وعده واگذاری ۲۵ فروند اف-۳۵ دیگر به اسرائیل در سال ۲۰۳۰ را داده است.
بازگشایی رفح و بازگشت تشکیلات خودگردان
در خصوص بازسازی، نتانیاهو تنها با شروع محدود عملیات در مناطق تحت کنترل اسرائیل (مانند رفح) موافقت کرده است. او همچنین با بازگشایی گذرگاه رفح برای ورود تجهیزات سنگین موافقت نموده، اما در مورد مدیریت آن، با فشار ترامپ برای حضور پلیس تشکیلات خودگردان روبهرو شده است. نتانیاهو که تشکیلات خودگردان را تهدیدی وجودی میبیند، پیوسته با ورود آنها به غزه مخالفت کرده است، اما اکنون به نظر میرسد طرفین بر سر نوعی حاکمیت فلسطینی به به جای حماس توافق کردهاند، فارغ از اینکه هویت سازمانی آنها چه باشد. این امتیازدهی ممکن است خشم راستگرایان افراطی دولت او را برانگیزد، اما بعید است ائتلاف را سرنگون کند.
در همین حال، ترامپ موافقت کرده است که اسرائیل فعلا کنترل ۵۳ درصد از نوار غزه را حفظ کند، مشروط بر اینکه کمکهای بشردوستانه به مناطق تحت کنترل حماس سرازیر شود؛ هرچند هر دو میدانند که حماس با توزیع و فروش این کمکها، قدرت خود را بازتولید میکند.
جبهههای لبنان، سوریه و ایران
در پهنه گستردهتر منطقه، ناهماهنگیهایی میان ترامپ و نتانیاهو دیده میشود. در قبال ایران، ترامپ دست نتانیاهو را باز گذاشته است. نیروی هوایی اسرائیل برای حملهای جدید آماده میشود، اما بنی موریس معتقد است فرمان عملیات تنها زمانی صادر خواهد شد که اطلاعات اسرائیل از بازفعالسازی برنامههای هستهای و موشکی ایران اطمینان حاصل کند.
ترامپ در سوریه نتانیاهو را به مدارا با «احمد الشرع» ترغیب کرده است. اما توافق با الشرع که تنها بر نیمی از کشور تسلط دارد و جوامع علوی و دروزی در سایه حکومت او تحت فشارند، تضمینی برای امنیت اسرائیل نیست.
در لبنان، ضربالاجل پایان ۲۰۲۵ برای خلع سلاح حزبالله بدون نتیجه سپری شد. با وجود کشته شدن ۴۰۰ عضو حزبالله در یک سال اخیر، دولت لبنان از ترس جنگ داخلی، از تقابل با این گروه پرهیز میکند. اگرچه ترامپ فعلا مانع حمله گسترده اسرائیل شده، اما وضعیت مرزی همچنان متزلزل است و آوارگان اسرائیلی هنوز به خانههای خود بازنگشتهاند.
مهمتر از همه، ترامپ از نتانیاهو خواسته است که مانع حملات شهرکنشینان در کرانه باختری شود؛ حملاتی که از ۷ اکتبر شدت یافته و منجر به فرار جوامع فلسطینی شده است. هرچند نتانیاهو وعده برخورد داده، اما بعید است با اقدام جدی علیه شهرکنشینان، متحدان تندرویی، چون «بنگویر» را که به دنبال الحاق نهایی کرانه باختری هستند، از خود برنجاند.
رویهمرفته، مشارکت ترامپ و نتانیاهو در حال حاضر پابرجا به نظر میرسد؛ اما در خاورمیانه، ثبات امری سرابگونه است و هر یک از این کانونهای بحران میتواند در هر لحظه، این اتحاد را با چالشی بنیادین روبهرو کند.





در صورت ساخت هم قبر خودتونو کندین